تبلیغات
كتاب زندگی - بقیه سرگذشت پیامبران

آشنائی جامع با قران كریم

بقیه سرگذشت پیامبران

تاریخ:چهارشنبه 29 مهر 1388-09:30 ب.ظ

 چهارم-عصر موسی (ع):

(تولد1571 قبل از میلاد –وفات 1451 قبل از میلادمدت نبوت40سال)

حضرت موسی پیامبر بزرگ خداوند ملقب به كلیم ا... از پیامبران اولوالعزم بوده و صاحب شریعت كلیمی یا یهودی است او فرزند عمران و صفورا و نوه لاوی از فرزندان یعقوب پیامبر است زمانیكه حضرت یوسف  در مصر اقامت گزید و همانجا رحلت نمود موسی در دربار فرعون مصر متولد شد زیرا پدرش از خادمان فرعون بود و از بنی اسرائیل .موسی 120 سال زیست و سرانجام در كوه طور از دنیا رفت قرآن كریم در 420 آیه داستان زندگی حضرت موسی و حوادث دوران ایشان را مشروحا" بیان داشته است اینك شرح ماجرا:

همانطور كه بیان شد موسی فرزند عمران و صفورا است و زمانی وی متولد شد كه فرعون خوابی را دیده بود كه در آن قتل خود را بدست انسانی از بنی اسرائیل پیش بینی می كرد لذا دستور داد تا هر كودكی را متولد میشود و ذكور است وی را بكشند مادر موسی پس از تولد طفل از ترس وی را در جعبه ایی قرار داد و در آب نیل آنرا رها كرد و دخترش مریم را مامور كرد تا در خفا مسیر طفل را پیگیری كند همسر فرعون(آسیه) كه در كنار نیل نشسته بود جعبه را مشاهده كرد و دستور داد آنرا از آب برگیرند پس از گشودن درب جعبه مشاهده نمود طفلی زیباست او را در بر گرفت و به آغوش فشرد او را فرزندی نبود و بفرعون گفت بیا او را بفرزندی برگزینیم فرعون پذیرفت خواهر موسی شاهد امر بود بدنبال دایه ای گشتند

سرانجام باراهنمایی مریم مادر موسی ببالین فرزند رسید و موسی با آرامش در دربار فرعون رشد كرد او دیگر جوانی شده بود .روزی دربازار    میان دو كس درگیری شد و موسی به حمایت از طرف مظلوم به دیگری مشتی زد كه بالفور نقش بزمین شد موضوع مكتوم ماند بار دیگر در نزاعی بحمایت از مظلوم برخاست آن مرد موسی را شناخت و تصور كرد كه موسی قصد زدن او را دارد و فریاد زد موسی از ترس گریخت و از مصر خارج شد و در شهر مدین با دختران شعیب بر خورد كرد دختران او را نزد پدر بردند قرار شد موسی نزد شعیب شبانی كند و پس از هشت سال دختر شعیب را به همسری بگیرد .پس از گذراندن تعهد و انتخاب همسر تصمیم گرفت بمصر برگردد. در مسیر در بیابان سینا از دور شعله ایی دید به همسرش گفت تو منتظر باش تا بروم آتشی فراهم كنم جون به آن مكان رسید ندائی شنید كه ای موسی من خدای تو هستم این چیست در دست تو؟گفت عصا گفت آن را بیفكن او عصا را انداخت ناگهان تبدیل به ماری بزرگ شد وحشت كرد ندا آمد نترس آنرا بر گیردست برد و گرفت عصا شد آن صدا فرمود دستان خود را به گریبان ببر و چون بیرون آورد چون خورشید می درخشید  ندا آمد ای موسی تو به پیامبری مبعوث شده ای بنده من فرعون طغیان كرده است تو ماموریت داری به سوی او بروی و او را هدایت كنی موسی گفت من از او بیمناكم خداوند فرمود نگران نباش برادرت هارون را وزیر تو كردم زبانت را باز و سینه ات را گشاده ساختم اینك روانه شو موسی بسوی مصر روانه شد به پیش فرعون آمد و خود را معرفی كرد و از او خواست تا به خدای یگانه ایمان بیاورد و از ظلم و ستم بمردم و بنی اسرائیل بپرهیزد فرعون گفت چه دلیلی بر این امر داری موسی عصای خود را افكند ناگهان اژدهایی شد و فرعون ترسید و گفت این سحر است و من هم ساحرانی دارم و قرار شد در روز موعود فرعون ساحران خود را جمع كند و با موسی مقابله نمایند در آنروز همه ساحران ریسمانهای خود را افكندند كه به حركت در آمدند كه موسی عصای خود را افكند و همه آنها را بلعید .ساحران پی به حقیقت بردند و به خدای موسی ایمان آوردند فرعون در صددچاره بر امد و تصمیم گرفت كه قوم بنی اسرائیل را نابود سازد موسی بقوم فرمود شبانه آماده سفر شوند و از مصر خارج شوند در پیش رو رودخانه نیل بود كه عبور از آن میسر نبود بنی اسرائیل بموسی گفتند تو ما را به كشتن دادی الان ماموران فرعون درصدد كشتن ما بر میایند خطاب آمد با عصایت به دریا بزن دریا دو نیمه شد و راه برای عبور باز شد بنی اسرائیل از آن گذشته و بدنبال آن لشكریان فرعون و خود او نیز عبور كردندكه دو نیمه دریا بهم متصل شد و همگی را غرق نمود بنی اسرائیل پس از نجات از دست فرعون در صحرای سینا روان بودند روزی بقوم خود گفت من بفرمان الهی مدت 30 روز به میعاد با خدا میروم شما همچنان خدای خود را عبادت كنید مدت 30 روز تمام شد و ده روز دیگر ادامه یافت قوم كه از غیبت موسی نگران شده بودند به سامری پیوستند و گوساله از طلا ساختند و مشغول عبادت آن شدند از خداوند به موسی خطاب آمد كه برگرد كه برخی از قوم تو از دین برگشته اند موسی همراه یارانش بازگشت و مساله گوساله پرستی امت خود را دید ریش برادرش را گرفت و به او پرخاش كرد هارون گفت برادر من تقصیر ندارم آنها قصد داشتند من را نیز بكشند موسی سامری را از آنجا راند و بفرمان خدا دستور داد تا قوم با شمشیرهای آخته بجان هم بیفتند سرانجام با زاری مردم خداوند توبه انان را پذیرفت بنی اسرائیل به دلیل نآفرمانیهای بسیار در بیابان سینا گرفتار دربدری و سرگردانی شدند و موسی در همان دیار از جهان رفت و برای ادامه مسیر خادم و وصی خود یوشع را بسرپرستی قومش برگزید قارون پسرعموی حضرت موسی و از ثروتمندان بنام دوره ایشان بودبلعم باعور دانشمند مستجاب الدعوه ای بود كه در زمان ایشان میزیست و هامان نیز وزیر فرعون بود. در قرآن بیش از هر پیامبر و شخصی از حضرت موسی سخن به میان رفته است بیش از 400  آیه قرآن از زندگی و حوادث تاریخی زمان ایشان سخن بمیان آمده است كتاب آنحضرت تورات است تورات از 5 باب تشكیل شده است كه عبارتند از:سفر پیدایش –سفر خروج-سفرتثنیه    -سفرلاویان     -سفر اعداد.احكام مدنی و جزایی یهودیان در كتابی بنام تلمود جمع اوری شده است.

پس از حضرت موسی پیامبران بسیاری ظهور كردند كه نام برخی از آنها در قرآن مجید آمده است و بعضا" بطور مشروحتری از زندگی آنها سخن بمیان رفته است برخی دیگر در كتابهای عهد عتیق از انها یاد شده است اینك بترتیب به شرح زندگی انان می پردازیم

:آیات رامرور میكنیم

 103تا171اعراف-9تا101طه-3تا50قصص-75تا95یونس-40تا93بقره-153تا161نسا-20تا26مائده-5تا17ابراهیم-60تا82كهف-101تا104اسرا-7تا14نمل-35و36فرقان-51تا53مریم-23تا29غآفر-37تا48غآفر-45تا49مومنون-114تا122صافات-10تا68شعرا-15تا26نازعات-46تا56زخرف-17تا36دخان-37تا42ذاریات-124نحل-2تا8اسرا-163اعراف-58بقره-16تا20جاثیه-41تا46قمر-9تا12حاقه-5صف

1-هارون:

هارون برادر موسی پیامبری است كه در زمان آنحضرت زیست و وزارت و یاوری آنحضرت را بر عهده داشت او 123 سال زیست و پیش از آنحضرت وفات نمود قرآن كریم طی 73 آیه بخشی از زندگی انحضرت را كه بهمراه موسی بودنند مطرح كرده است هارون برادر بزرگتر موسی بود و موسی در كو طور بهنگام دیدار خدا از او خواست تا برادرش را همراه او سازد و خداوند تقاضای او را اجابت نمود و هارون را به وزارت او برگزید البته او در آنزمان در مصر بود و به محض امدن موسی همراه وی قرار گرفت .در كنار برادرش در خروج از مصر بود و در صحرای سینا در غیاب برادرش قوم را رهبری نمود لیكن قوم از او تبعیت ننمود سرانجام پس از عمری خدمت و پیش از موسی درگذشت.آیات رامرورمیكنیم                                                    248بقره-25مائده-84انعام-111و122و142و150و151اعراف-75یونس-29و34و42تا48طه-90تا94طه-45تا49مومنون-35و36فرقان-13تا48شعرا-114تا122صافات136بقره

2-یوشع:

یوشع فرزندنون   خادم و وصی حضرت موسی بود پس از رحلت موسی رهبری قوم بنی اسرائیل را بر عهده گرفت و آنانرا برای رسیدن به ارض موعود رهبری نمود .و سرانجام بعد از 110 سال زندگی را بدرود گفت.در قرآن كریم از ایشان نامی برده نشده است اما بطور اشاره در آیات 60 تا 82 از مشارالیه بدینگونه یاد شده است كه بهمراه حضرت موسی بدنبال مردی حكیم بودند تا از دانش او بهره گیرند ومراد حضرت خضر بوده است كه در آن دیدار موسی خضر را همراهی نمود و ضمن بهره گیری از دانش ایشان یوشع را نیز در جریان امر قرار داد.

 آیات رامرورمیكنیم

 60تا82كهف-71و79كهف

3-سموئیل(اشموئیل):

سموئیل از سبط منسی   و از نوادگان حضرت یوسف بوده اند مشارالیه پس از یوشع قوم بنی اسرائیل را رهبری كرد در قرآن از ایشان به صراحت یاد نشده است لیكن در آیات 246 تا 251 بقره گفته شده است  كه بنی اسرائیل برای ورود به فلسطین با پادشاهی ستمگر بنام جالوت برخورد كردند و ترسان شدند از پیامبر خود درخواست كردند تا خداوند پادشاهی برای آنان برگزیند تا در معیت او بجنگ با جالوت بروند سموئیل نبی درخواست را بخدا عرضه داشت پاسخ مثبت دریافت نمود و به بنی اسرائیل اعلام داشت كه خداوند قیس یا طالوت (شائول) را برای پادشاهی برگزیده است بنی اسرائیل به این انتخاب اعتراض نمودند و علت را جویا شدند سموئیل فرمود طالوت مردی قوی و دارای علم است و علامت پذیرفتن آن برگشت تابوت     به قوم است بنی اسرائیل با مشاهده تابوت      كه حاوی شریعت موسی بود بدو پیوستند و به جنگ با طالوت بر خاستند و سر انجام    بدست داود سردارطالوت     كشته شد قبر سموئیل نبی در اراك  واقع شده است.246تا252بقره

4-ذوالكفل:

بعد از درگذشت سموئیل نبی ذوالكفل (حزقیل)     رهبری قوم یهود را برعهده گرفت علت اینكه به ایشان این لقب را دادنداین بود كه نامبرده تكفل هفتاد تن از پیامبران      بنی اسرائیل را برعهده گرفت و آنانرا نجات داد در قرآن كریم دو بار نام ایشان آمده است .85انبیا-48ص-28غآفر-32كهف

5-الیاس:

یا ایلیای نبی پس از ذوالكفل رهبری قوم بنی اسرائیل را برعهده گرفت او مردم خود را به پرستش خدای یگانه دعوت می كرد اما بیشتر قوم بجای شنیدن حرفهای او به بت پرستی مشغول شدند.و بت خود را بعل نامیدند در قرآن كریم 11 آیه در خصوص دعوت از قوم خود به خدا پرستی و ترك بت پرستی سخن رفته است سرانجام بنابر روایت مذكور در تورات ایشان از میان خلق خود بیرون رفت و دیگر كسی او را نیافت و معروف است كه الیاس هم اكنون زنده است

.آیات رامرورمیكنیم

 85انعام-122تا132صاقات

6-الیسع:

پس از الیاس الیسع رهبری قوم را برعهذه گرفت و آنانرا به یگانه پرستی و ترك بت پرستی دعوت نمود وتعدادی چند به او گرویدند لیكن اكثریت به سخنان او گوش ندادند در قرآن تنها دو بار نام ایشان آمده است.86انعام-48ص

7-داود(ع):

داود از سرداران لشكر طالوت بود طالوت همان پادشاهی بود كه بوسیله سموئیل نبی از جانب خداوند به بنی اسرائیل معرفی شد تا با لشكریان جالوت بجنگد وقتی سپاهیان طالوت به جالوت برخوردند كسی جرات نكرد به مقابله با او برخیزد داود كه جوانی كم سال بود به طالوت گفت اجازه دهید من به مبارزه با جالوت بروم طالوت گفت تو هنوز جوانی بگذار مردی قویتر برود اما او اصرار كرد و سرانجام داود به مصاف جالوت رفت جالوت او را دست كم گرفت و نصیحتش كرد ولی داود او را به مبارزه طلبید آنگاه سنگی در فلاخن قرار داد و رها كرد سنگ بر پیشانی جالوت خورد و بر زمین افتاد لشكریان چون چنین دیدند پا به فرار گذاشتند و لشكریان طالوت پیروزمندانه وارد فلسطین شدند چون طالوت این دلیری را از داود دید او را به سرداری سپاه برگزید و دخترش را بدو داد و پس از وی داود پادشاه بنی اسرائیل شد .در قرآن كریم 21 آیه در خصوص این پیامبر آمده است معجزات این پیامبر عبارتند از:علم وحكمت-ساختن زره-كوهها و پرندگان همراه او تسبیح می كردند-آهن بدست او نرم شد-پرندگان در اختیار او بودند-تسلط بر اجنه و ساختن عمارت مهم توسط آنها و بالاخره تسلط حضرت داود بر امر قضاوت و داوری سرانجام داود پس از یكصد سال زندگی رحلت فرمود در قرآن كریم بدو مورد ازمحاكمات ایشان اشاره شده است.كتاب ایشان زبوركه حاوی150سروداست میباشد

 آیات رامرورمیكنیم

250و251بقره-15تا42نمل-78تا80انبیا-10تا13سبا-17تا29ص-163نسا-55اسرا-105انبیا-12تا19لقمان-178انبیا15تا19سبا

8-سلیمان(ع):

سلیمان فرزند داود است كه پس از پدر حكومت بنی اسرائیل را بر عهده گرفت.قرآن كریم طی 23 آیه بخشی از سلطنت این پیامبر و پادشاه را بیان داشته است پس از اینكه سلیمان رهبری قوم خویش را برعهده گرفت مردم را به خداپرستی دعوت نمود و با گسترش عدالت رفاه عمومی را برقرار نمود او تصمیم گرفت به خانه كعبه برود و پس از زیارت در بازگشت در جستجوی هدهد بود زیرا او را نیافت وقتی آمد علت را جویا شد هدهد گفت در اطراف میگشتم به سرزمینی رسیدم كه ملكه آن بلقیس است در آنجا مردم بت می پرستند سلیمان گفت این وظیفه ماست كه آنها را هدایت كنیم برایش نامه ای نوشت و داد كه هدهد آنرا باو برساند وقتی نامه به بلقیس رسید با سرداران خود مشورت كرد و سرانجام تصمیم گرفت به دیدار سلیمان برود و او را از نزدیك ببیند و چون آمد تخت خود را آنجا یافت و با دیدن قصر سلیمان و شوكت او دچارانفعال    گردید و سرانجام ایمان آورد و با سلیمان ازدواج نمود سلیمان در واپسین روزهای حیات ببالای قصر رفت و نظاره میكرد  لیكن عزرائیل جان او را گرفت و او همانجا تكیه بر عصا از دنیا رفت و پس از چند روز ملتفت مرگ او شدند معجزات ایشان عبارتند از:تسخیر باد-تسلط بر دیوان-چشمه مس-و منطق الطیر از ایشان كتاب امثال و حكم بجای مانده است در قرآن كریم به یك مورد از قضاوتهای ایشان اشاره شده است (قضاوت در مورد كشاورزی كه مزرعه او مورد تجاوز قرار گرفت) آیات رامرورمیكنیم

  16تا44نمل-79تا82انبیا-30تا40ص-12تا21سبا-102بقره-40نمل-178انبیا-15تا19سبا-15ق-16تا17حشر

9-اسماعیل(صادق الوعد):

اسماعیل یكی از پیامبران بنی اسرائیل و مروج دین یهودی است در قرآن كریم چهار بار نام این پیامبر آمده است او از پیامران صالح خدا بود و اهل خود را به نماز و زكات دعوت می نمود و آنچنان پایبند وعده های خود بود كه ایشان را صادق الوعد لقب دادند.55مریم-85انبیا-48ص-86انعام

10-عزیر:

عزیر نبی یكی از مروجین دین یهود است كه در زمان بخت النصر و قبل از آن میزیست.در قرآن كریم در 2 ایه از ایشان یاد نموده است در یكی از اندو امده است كه عزیر از خانه بیرون آمده است و در راه ویرانه ای را دید و در اندیشه این بود كه چگونه خداوند مردگان را زنده میكند بفرمان الهی عزیر بهمراه الاغش همانجا میمیرند و یكصدسال میگذرد و دوباره زنده می شوند و ملتفت قضآیا گردید آنگاه از خداوند طلب بخشش میكندبشهر بازمیگردد ولی همه چیز دگرگون شده بود بدرخانه میرسد دق الباب نموده صدا می كنند كیست او میگوید عزیر میگویند عزیر یكصد سال پیش رفته و برنگشته است او میگوید من عزیرم پاسخ می شنود اگر عزیری دعا كن من نیز همانند تو جوان شوم او همسرش بود دعا كرد و مستجاب شد30توبه-259بقره

11-یونس:

یونس بن متی  از مروجان دین یهود ی و از نوادگان حضرت  نوح و ملقب به ذوالنون و صاحب الحوت      است در قرآن كریم 17 آیه در خصوص زندگی و شخصیت آن بزرگوار آمده است او در شهر نینوا میزیست و مردم را به پرستش خدا دعوت می نمود و 30 سال در این زمینه تلاش كرد اما ثمری چندان نیافت سرانجام تصمیم گرفت از میان آن قوم خارج شود به كنار دریا رسید و سوار بر كشتی شد دریا طوفانی شد تصمیم گرفتند یكی را بقرعه به دریا بیندازند سه بار قرعه كشیده شد بنام یونس افتاد و سرانجام او را بدریا افكندند ماهی بزرگی بفرمان خدا او را بلعید فهمید كه اشتباه كرده است از امت خود گریخته است توبه كرد خداوند دعایش را مستجاب نمود و ماهی او را كنار ساحلی انداخت مردمیكه در غیاب یونس متوجه نزول عذاب شده بودند با توصیه مردی زاهد طلب بخشش نمودند و به دنبال یونس گشتند او را یافتند و از او دلجویی نمودند  87و88انبیا-139تا148صافات-48تا50قلم-186انعام-98یونس

12-اشعیاء:

ایشان یكی از پیامبران بنی اسرائیل است و بشهادت رسیدند در قرآن از او یاد نشده است اما برخی از مفسران مفاد آیه 5 اسراء را ناظر به حضرت ایشان می دانند.

13-حنظله بن صفوان:

یكی از پیامبران دین یهودیست كه دریمامه45حج-12ق-38فرقان-    می زیست و مسئولیت رهبری اصحاب الرس را بر عهده داشت در قرآن كریم دو بار اشاره به قوم ایشان شده است.

14-زكریا:

زكریا فرزند برخیا از آخرین پیامبران بنی اسرائیل و مروج دین یهودیت كه همزمان با ظهور مسیح (ع) بدین ایشان گرویدند و سرانجام بشهادت رسیدند در قرآن كریم در 22 آیه از زندگی ایشان مطرح شده است .

زكریا در معبد مسئولیت هدایت مردم را بر عهده داشت روزی خانواده مریم مادر عیسی را كه نذر كرده بودند نزد ایشان آوردند و او تكفل او را بر عهده گرفت .و هر زمان كه در محراب بمریم مراجعه میكرد مشاهده میكرد كه مائده آسمانی برایش آورده اند روزی زكریا بهنگام پیری آرزوی پسری نمود خداوند خواسته او را اجابت نمود و یحیی را به او بشارت داد و علامت تولد او را سه روز روزه سكوت اعلام نمود سرانجام زكریا بعد از شهادت فرزندش در درون درختی كه پنهان شده بود بشهادت رسید. 

   37تا41ال عمران-2تا12مریم-89و90انبیا-85انعام

در پایان این قسمت باید گفت  انبیاء بنی اسرائیل منحصر به آفراد یاد شده نیست بلكه در قرآن از آنان بصراحت یا به اشاره سخن رفته است درحالیكه طبق روآیات اسلامی بنی اسرائیل بیش از 4000 پیامبر داشته اند كه نام برخی از آنان در كتاب عهد عتیق آمده است ما نیز اسامی آنان را در اینجا می اوریم.

ناتان-طالوت- بیهو-ارمیا-خرقیال-دانیال-هوشع-یوییل-     -عوبدیاء-میكاه-ناحوم-حبقوق-صفنیاء-حجی-ملاكی-كالیب-جاد-میشا-شعیا.  برخی از آنان دارای كتاب بوده اند كه در عهد عتیق بانان اشاره شده است كورش كبیر یا ذوالقرنین در زمان دانیال نبی میزیسته است.

بخش پنجم:عصر عیسی(ع)

(تولد سال 4 قبل از میلاد-عروج  31     بعد از میلاد)

عیسی مسیح(ع) فرزند مریم و نوه عمران یكی از پیامبران اولوالعزم بوده و صاحب شریعت مسیحیت است كتاب ایشان انجیل است كه حاوی دستورات بسیاری در خصوص  مسائل اخلاقی و اجتماعی است حواریون ایشان كه 12 نفر بودند نسبت به جمع آوری گفتار ایشان اقدام نمودند و هم اكنون در عهد جدید چهار انجیل بنامهای متی     -مرقس- لوقا    -یوحنا موجود است حضرت مسیح كه در عبری یسوعا و عمانوئیل نامیده می شود مدت 33 سال عمر كردند و بفرمان الهی هنگامی كه قصد كشتن ایشان را داشتند خداوند او را به آسمان برد و هم اكنون ایشان زنده اند و در هنگام ظهور حضرت مهدی همراه ایشان خواهند بود پادشاه زمان حضرت عیسی هرودیس بود.

حواریون ایشان عبارتند بودند از:پطرس-آندریاس-یعقوب-یوحنا-فیلپس     -برتولی-توما-متی-یعقوب-لبئی-شمعون و یهودا    اسخریوطی.

خانواده مریم نذر كرده بودند چنانچه خداوند به آنها فرزندی ذكور عنایت فرماید او را خادم كنیسا كنند لیكن پس از تولد معلوم شد كه دختر است و ناراحت شدند لیكن خداوند نذر آنها را پذیرفت و مریم تحویل كنیسا گردید و زكریا متكفل وی شد روزی مریم در محراب مشغول عبادت بود فرشته ای بر او ظاهر میگردد و و بشارت فرزندی باو میدهد او میگوید كه مرا كسی ملاقات نكرده و من خطائی مرتكب نشده ام فرشته گفت امر خدا حتمی است مریم باردار شد و خود را از همگان مخفی داشت سرانجام درد زایمان فرا رسید و بدور دست پناه برد و بزیر درختی پناه گرفت و میگفت ای كاش مرده بودم عیسی بدنیا آمد و بمادر خویش گفت غمگین مباش زیر پایت نهری روان است شاخه درخت خرما را تكان ده و از میوه آن تناول كن و با كسی سخن مگو مریم آسوده شد و قدری از خرما و آب برگرفت و رمقی یافت كودك را در آغوش گرفت و نزد خویشان خود رفت آنها از دیدن وضع او در تعجب شدند و گفتند ای خواهر هارون پدرت مرد بدی نبود و نیز مادرت تو این فرزند را بدون شوهر از كجا اوردی او سكوت كرد و به كودك اشاره نمود كودك به امر پروردگار به سخن درامد من بنده پروردگارم او به من كتاب آسمانی داده است و مرا پیامبر نموده است شما را بنماز و زكات و نیكی به پدر و مادر سفارش می كنم موضوع به سرعت در تمام ناصره شیوع پیدا كرد روحانیون دنیا پرست یهودی در مقابل او جبهه گرفتند و او همیشه از ستمدیدگان حمایت میكرد سرانجام در سی سالگی پیامبری خود را آشكار نمود و انجیل به او عطا شد او مردمان را به توحید و عدالت و خدمت بیكدیگر فرامیخواند گروهی به او پیوستند كه بعدها حواریون خوانده شدند تبلیغ عیسی(ع) تمام منطقه را فرا گرفت و محافل یهودی بشدت بوحشت افتادند سرانجام تصمیم گرفتند عیسی را دستگیر و بكشند عیسی در بیت المقدس مشغول تبلیغ بود یكی از حواریون بنام یهودا اسخر یوطی به او خیانت كرد و جای او را به سپاهیان دشمن نشان داد و قرار شد تا وی در جمع حواریون حضور یافته و در زمان مناسب عیسی را نشان دهد یهودیان با سپاهی به سوی محل حضرت عیسی روانه شدند و شبانه به آن محل حمله ور شدند بلطف حقتعالی یهودا كه شباهت بسیار زیادی به عیسی داشت اشتباها دستگیر شد و بلافاصله به صلیب كشیده شد و عیسی مسیح نزد خداوند رفت عیسی (ع) در انجیل آمدن پیامبر اسلام را پیشگویی نمود و این امر در آیات 6 صف اشاره شده است در مسیحیت اعتقاد به تثلیث است یعنی اب ابن و روح القدس لیكن خداوند اعتقاد به تثلیث را مردود دانسته و مسیح را بنده خدا می داند معجزات آنحضرت عبارتند از:ساختن مرغ از خاك –شفای كور مادرزاد و پیس-زنده كردن مردگان.مسئله عدم تثلیث عیسی در آیات 157 تا 159 نساء آمده است.آیات رامرورمیكنیم

 35تا37و39تا62ال عمران-72تا78و46و110تا120مائده-87و253بقره-57تا65زخرف-91انبی-50مومنون-27حدید-171تا173نسا-30و31توبه-6و14صف-157تا159نسا-17و18مائده27تا13یس-

پس از بالا رفتن مسیح تا ظهور حضرت محمد(ص) تنها سه پیامبر ظهور كردند كه مروج دین ایشان بوده اند كه عبارتند از:

1-یحیی (ع):

یحیی فرزند زكریا از پیامبران بنی اسرائیل بود كه با تولد حضرت مسیح به ایشان گروید و غسل تعمید یافت و سرانجام در راه آن پیامبر بزرگ به شهادت رسید.یحیی با بشارت خداوند به زكریا اعطاء شد او جزء اولین كسانی است كه به عیسی ایمان آورد و بعلت حمایت جدی از ایشان سر او را بریده و بشهادت رسانیدندلقب یحیی سید است(39ال عمران) 39تا41ال عمران-90انبیا-7تا15مریم-85انعام

2-خالد بن ستان:

قبر خالد در شهر گنبد استان گلستان است

3-جرجیس نبی(باقیا):

كه چندین بار او را شهید نموده لیكن بامر خداوند دوباره زنده میشد.

سرانجام با ظهور پیامبر اسلام(ص) تاریخ مسیحیت پایان گرفت و عصر جدیدی آغاز شد

              ششم-عصرمحمدص (سرگذشت پیامبراسلام)

پیامبر اسلام خاتم پیامبران آورنده دین اسلام در روز جمعه 17 ربیع الاول سال 570 میلادی سال اول عام الفیل در مكه معظمه متولد شدند پدرشان عبدا... و مادرشان آمنه بنت وهب بودند ایشان 51 نسل با حضرت ادم فاصله دارند و از نسل حضرت ابراهیم می باشند سلسله شجره نامه ایشان بترتیب عبارتند از:محمد فرزند عبدا... عبدالمطلب هاشم- عبدمناف-    قصی-كلاب-مره-كعب-لوی- غالب-    -فهر-مالك-نضر-كنانه-خزیمه-مدركه-الیاس-مضر-نزار-معد-عدنان-ادد-الیسع-همیسع-سلامان-نبت-ازر-حمد-قیدار-اسماعیل-ابراهیم-تارح-ناحور-سروج-رعو-فالج-هود-شالح-ارفكشاد      -سام-نوح-لمك-متوشالح-ادریس-یارد-    -قینان-آنوش-شیث-آدم(ع).

فاصله زمانی ایشان تا حضرت آدم حدود چهارهزار سال و تا عیسای مسیح 570 سال میباشد .ایشان ساكن جزیره العرب بوده و زبانش عربی است در قرآن كریم آیات بیشماریست كه ناظر برزندگی وخصوصیات ومسائل ایشان است چراكه قرآن كتابیست خطاب باووجزپاره ای ازآیات كه ناظربه انبیاء دیگر و شخصیتهای دیگر میباشد بقیه بنحوی با رسول اكرم(ص) ارتباط دارد.

نام ایشان محمد(ص) است و چهار بار این نام در قرآن آمده است 144 آل عمران-40 احزاب-20ص-29 فتح.

القاب ایشان 35 تاست كه در آیات مختلف آمده از جمله احمد-اسوه-امین-بشیر-نذیر-رسول ا...-سراج-شاهد-صاحب-عبدا...-مزمل-مدثر-یس-طه-و كنیه ایشان ابوالقاسم است.تولد ایشان همزمان با سلطنت انوشیروان و بعثت ایشان همزمان با سلطنت خسروپرویز ساسانی است اینك داستان زندگی ایشان بر مبنای كلام وحی و برخی روآیات بیان میگردد.

محمد پیش از طلوع آفتاب روز جمعه 17 ربیع الاول سال 570 میلادی(عام الفیل) از آمنه متولد شد پیش از تولد پدر خود را از دست داد عبدالمطلب جد ایشان تكفل ایشان را برعهده گرفت و چون شیر مادر كافی نبود او را به حلیمه سعیدیه سپردند تا او را به صحرا برده و پرورش دهد محمد از پستان راست او شیر خورد و پستان چپ به فرزند دیگرش لحیه كلبی تخصیص یافت محمد در صحرا در كنار برادران و خواهران رضاعیش پرورش یافت حضور او در آن خانه مایه بركت بود و چون به پنج سالگی رسید او را بمكه آورده و تحویل مادرش نمودند محمد چون با صحرا خو گرفته بود در مكه دلش میگرفت و مدام در فكر سفر بود اولین سفر او به یثرب بود كه همراه مادرش رفتند تا نزد دایی خود بمانند محمد مدت یكماه در یثرب اقامت داشت و در آنجا شنا را آموخت و چند بار بمزار پدرش همراه مادر خود رفت سرانجام از آن سفر با خاطراتی خوب بمكه بازگشت در بازگشت در منطقه ابواء مادر بیمار شد و زمین گیر و سرانجام همانجا درگذشت و محمد را تنها گذاشت در این هنگام محمد شش ساله بود كه نزد جدش میزیست او در سن 9 سالگی جدش را از دست داد و سرپرستی اش به عهده عمویش ابوطالب قرار گرفت همسر ابوطالب فاطمه بنت اسد مادر حضرت امیر(ع) نهایت محبت را به محمد داشت ایشان 12 ساله بودند كه همراه عمویشان بسفر شام رفتند در این سفر در میانه راه به دیری رسیدند و راهب آنجا بحیرا از دیدن او بوجد آمد و به ابوطالب گفت او آینده ای تابناك داردپس از بازگشت از سفر محمد به كار چوپانی مشغول شد روزی در بازار عكاظ همراه عمویش مشغول دیدن بود كه مساله جنگ فجار پیش آمد و برخی از قبایل قریش بجنگ با یكدبگر پرداختند جنگ چهار سال طول كشید و خاطراتی در ذهن او باقی گذاشت اینك 20 ساله بود و گاهگاهی به كوه میرفت و در غار حراء به تفكر می پرداخت خاطرات كودكی را بیاد می اورد و بهنگام شب بمكه بازمیگشت اینك محمد 25 ساله است و خدیجه بازرگان قریشی باو پیشنهاد سفر به شام را داد  بار سفر بسته شد و محمد كاروان خدیجه را هدایت كرد او میل دیدار مجدد با بحیرا را داشت اما وی مرده بود سفر با موفقیت پایان یافت و محمد با دستی پر از سود مادی و خاطراتی خوش بمكه بازگشت امانت داری و وقار محمد خدیجه را شیفته او كرد و باو پیشنهاد ازدواج داد خدیجه 40 ساله بود و محمد فرصت خواست و موضوع را با عمویش مطرح ساخت و سرانجام آندو با یكدیگر ازدواج كردند اولین فرزندشان قاسم بدنیا آمد لیكن در سن دو سالگی فوت كرد در این زمان محمد زید پسر 8 ساله ای را بفرزند خواندگی پذیرفت خدیجه اینبار زینب را بدنیا آورد و اینك او چهل سال داشت و روزی در غار حراء به تفكر مشغول بودند ندایی را شنید بخوان محمد در هراس شد صدا دوباره گفت بخوان محمد گفت خواندن نمیدانم صدا گفت بخوان بنام پروردگارت كه آفرید ادمی را از لخته خونی بخوان و پروردگار تو ارجمندترین است همو كه قلم آفرید و به آدمی آنچه را كه نمیدانست آموخت.محمد آن را بازگو كرد او بسرعت محل را ترك كرد و لرزان به سراغ همسرش آمد خدیجه از او جویا شد فرمود مرا به پیامبری برگزیدند آنگاه خدیجه با او بیعت كرد سپس علی كه به آن خانه رفت و آمد میكرد باو گرویدند و بعد هم زید فرزند خوانده اش.سه سال به این منوال گذشت .

فرمان الهی آمد كه خویشان خود را آگاه ساز محمد ترتیب طعامی را داد و خویشان خود را دعوت نمود و مطلب را باانان در میان گذاشت عمویش او را پذیرفت ولیكن بقیه او را مسخره كردند ابوجهل و ابولهب او را آزار میدادند لیكن با گرویدن حمزه عموی پیامبر ایشان مورد حمایت حمزه قرار گرفتند.بعلت فشاری كه بر مسلمانان وارد میشد در سال پنجم بعثت 15 نفر از مسلمانان بسرپرستی جعفرابی طالب راهی حبشه شدند و مورد استقبال حاكم حبشه قرار گرفتند قریشیان فشار را بر محمد و یارانش افزودند و سرانجام پیامبر و یارانش به شعب ابی طالب پناه بردند و در آنجا به مدت سه سال در سخترین شرایط به سر بردند سرانجام مدت پیمان سپری شد و مسلمانان از آن محل خارج و بمكه بازگشتنددر سال نهم بعثت ابوطالب وفات نمود و یك هفته بعد همسر عزیز پیامبر رحلت فرمود و پیامبر را تنها گذاشتند.شهرت پیامبر به یثرب رسید دو قبیله اوس و خزرج كه مدتها بود با هم جدال داشتند برای حل اختلاف به پیامبر مراجعه كردند پیامبر مشكل آنها را حل كرد و آنها مسلمان شدند سرانجام زمان هجرت فرارسید و تصمیم به خروج از مكه گرفتند ابوجهل و یارانش تصمیم گرفتند او را شبانه بكشند لیكن در شب خروج علی بر بستر پیامبر آرمید و پیامبر به اتفاق ابوبكر مكه را ترك كرد و سرانجام وارد یثرب شد و مورد استقبال قرار گرفتند در ورود به یثرب زمام شتر را آزاد نموده تا مكان دلخواه را تعیین كند شتر در پیش خانه ابوایوب انصاری توقف نمود و یثرب مدینه النبی گردید نخستین كار پیامبر پیمان برادری بین انصار و مهاجرین بود سال اول هجرت را به رتق و فتق امور داخلی مسلمانان پرداخت و حكومت اسلامی را بنا نهاد.در سال دوم هجری قبله را از بیت المقدس به كعبه تغییر داد و در میان مسلمانان و كاروان ابوسفیان جنگ بدر درگرفت كه به پیروزی مسلمانان انجامید در این سال علی با فاطمه ازداوج كرد.در سال سوم هجری در احد جنگی به تلافی جنگ بدر از سوی ابوسفیان با مسلمانان روی داد و بعلت غفلت برخی از مسلمانان منجر به شكست آنان شد و حمزه عموی پیامبر شهید شد.در سالهای بعد جنگهای متعددی میان مسلمانان و مشركان یهودان مدینه و منافقان و رومیان در گرفت كه به غزوات معروفند از جمله جنگ احزاب یا خندق كه در سال پنج هجری روی داد در این جنگ عمر بن عبدود بدست علی (ع) كشته شد .در سال هشتم هجری بعلت شكسته شدن صلح حدیبیه از سوی مشركان با ده هزار سوارمسلح    بسوی مكه حركت نمود و آنجا را فتح نمود و آن منطقه را از بت پرستی رهانید در جنگ با بنی النضیر شر یهودیان مدینه را كندند(بنی قریظه) .سرانجام در جنگ خیبر یهودیان را بطور كلی از مدینه بیرون راندند.دو جنگ موته و تبوك نیز با رومیان صورت گرفت .در آخرین حج كه به حجه الوداع معروف است پیامبر در بازگشت از حج فرمان ابلاغ خلافت را از خداوند دریافت نمود و در غدیر خم این رسالت را نیز انجام داد.پیامبر در بازگشت از مكه بیمار گشت ودر بستر بیماری درخواست قلم كردند اما اجابت نشد و سرانجام ضمن سفارش خاندان خود در روز 28 صفر سال 11 هجری چشم از جهان فروبست در حالیكه سرشان در دامان علی بود آنحضرت مدت 63 سال عمر كردند و با رحلت ایشان عصر نبوت كه از دوران آدم(ع) آغاز شده بود خاتمه یافت و عصر امامت برهبری امام علی(ع) آغاز شد

 نكاتی چند درخصوص پیامبراسلام

ا-مشخصات پیامبر

سایه نداشت-بوی خوش داشت-جمادات وجانداران تسبیحش میگفتند-دوباربمعراج رفت-بمقام قاب قوسین رسید-رنگ سفیدمایل بسرخی داشت-چشمانی سیاه ودرشت داشت-ابروانی بهم پیوسته-سرشانه درشت-رشته موئی ازگلوتاناف داشت-بینی كشیده-مكی وطن بود-دارای حیاوسخاوت ومتانت وخلق خوش بود

2-اوصاف پیامبردرقرآن

احمد-اذن-اسوه الحسنه-امین-اول العابدین-اول المسلمین-برهان-بشیر-خاتم النبیین-داعی ا...-رحمه العالمین-رحیم-رسول ا...-رئوف-شاهد-شهید-صاحب-ضال-عائل-عبد ا...-عربی-مبشر-مدثر-مزمل-مذكر-منذر-نبی-امی-نذیر-نور-ولی-یتیم

3-نساء النبی-خدیجه-عایشه0ابوبكر)-ماریه قبطیه(مصری)-حفصه(عمر)-زینب(زید)-سوده-ام سلمه-ام حبیبه(ابوسفیان)-صفیه(یهودی)

  همسران پیامبرپس ازرحلت ایشان حق ازدواج نداشتند(53احزاب)

4-آیات مربوط به پیامبر

كلیه قرآن برپیامبر اسلام نازل شده است و بجز آیاتی كه مربوط به معارف احكام اخلاق و تاریخ سایر انبیاء میباشد بقیه آیات شرح زندگی ایشان را از تمام زوآیا مورد اشاره قرار داده است بنابراین آیات مربوط بایشان بسیار فراوان است وتمامی آن درصفحات334تا344فرهنگ موضوعی قرآن امده است

  ذیلاببرخی ازانهااشاره میگردد

امی بودن48عنكبوت-تحریم ازدواج همسران پیامبر53احزاب-دیدارباجنیان1تا19جن-معراج1اسرا-سوگندبجان پیامبر72حجر-دیدارباجبرائیل23تكویرو5تا18نجم-ابرهه سوره فیل-مباهله54ال عمران-افك11تا26نور-اصحاب صفه273بقره-غدیر3مائده-

واگذاری امر دین به پیامبر وامامان سوره حشر ایه7

درزمان پیامبر ده مورد قانون وضع شد(686تا695

خطبه رسول خدا در مسجد خیف(1052)

حیوانات پیامبر –استر شهبا ودلدل-شترعضباوقصوی-اسب جناح وحیزوم-الاغ عفیر(624)

سایر داستان ها

 (روضه كافی ج8)

درپایان عصرنبوت لازم به یاداوریست كه بابررسی تاریخ نوشته وادیان معلوم میشود كه ازاغازپیدایش انسان درروی كره زمین خداپرستی بر اساس فطرت ادمی شكل گرفته است البته درابتدابصورت بت پرستی وخدآیان متعددوسپس خدای واحدبوسیله وحی تكامل یافته است امامساله انكارخدابطورجدیدزمانی مطرح شدكه خردگرایی دراروپاپیشرفت نموده(قرن16)وسرانجام درقرن20توسط كارل ماركس رسمابصورت فلسفه ماتریالیسم اعلام گردید.لطفابجدول شماره9 ادیان درپایان كتاب مراجعه فرمائید

ادم(930-حوا)

شیث(912)

انوش

قینان

مهلائیل

یارد

ادریس(265)

متوشالح

لمك

نوح ع

(950-نبی الله)

 

ادم(930-حوا)

شیث(912)

انوش

قینان

مهلائیل

یارد

ادریس(265)

متوشالح

لمك

نوح ع

سام

ارفكشاد-(صالح433)

شالح

هود(464)-خضر

فالج

رعو

سروج

ناحور

تارح- لوط-شعیب

ابراهیم ع

(خلیل الله۱۷۵)

ادم(930-حوا)

شیث(912)

انوش

قینان

مهلائیل

یارد

ادریس(265)

متوشالح

لمك

نوح ع

سام

ارفكشاد-(صالح433)

شالح

هود(464)-خضر

فالج

رعو

سروج

ناحور

تارح – لوط-شعیب(142)

ابراهیم ع

 اسحاق(180سارا)

      -      ایوب(140)

یعقوب(147)

لاوی                      -یوسف

قهات

عمران                 

موسی ع هارون

(120كلیم الله)

اسباطیانقبا(12)

ادم(930-حوا)

 شیث(912)

انوش

قینان

مهلائیل

یارد

ادریس(265)

متوشالح

لمك

نوح ع

سام

ارفكشا-(صالح433)

دشالح

هود(464)-خضر

فالج

رعو

سروج

ناحور

تارح- لوط-شعیب(142)

ابراهیم ع

اسحاق(180سارا)

   -     

یعقوب(147)

 یهودا          --بن یامین

فارص

حصرون

ارام

عمیناداب

نخشون

شلمون

بوعز

عوبید

یسا

داود(100)

سلیمان(53)

رحبعام

ابیا

اسا

یهوشاافاط

بورام

عزیا

یوتام

احاز

حزقیا

منسی

امون

یوشیا

یكنیا

سالتثیل

زروباب

ابیهود

ایلیاقیم

عازور

صادوق

باكین

ایلیهود

ایلعاذر

متان (ماثان)

عمران(یعقوب)

مریم

عیسی ع

(33روح الله)

حواریون(12)

ادم(930-حوا)

شیث(912)

انوش

قینان

مهلائیل

یارد

ادریس(265)

متوشالح

لمك

نوح ع

سام

ارفكشاد-(صالح433)

شالح

هود(464)-خضر

فالج

رعو

سروج

ناحور

تارح- لوط-شعیب(142)

ابراهیم ع

 اسماعیل(137-هاجر)

قیدار

حمد

ارز

نبت

سلافان

همیسع

الیسع

ادد

عدنان

معد

نزار

مضر

الیاس

مدركه

خزیمه

كنانه

نضر   

مالك

فهر

غالب

 

لوی

 

كعب

 

مره

 

كلاب

 

قصی

 

عبدمناف

 

هاشم- (امیه)

 

عبدالمطلب-(عباس-ابوطالب-ابولهب-حمزه)

 

عبدالله-(امنه) 

 

 محمد ص

(63رسول الله)

امامان(12)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo